مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
654
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
برجوشانى » ( 17 : 90 ) تا آخر آيات . و به شكنجه و آزار كسانى كه اسلام مىآوردند پرداختند . آشكارا ايشان را عذاب مىدادند و در نهان با ايشان جنگ مىكردند و پيغمبر مسلمانان را امر كرد تا براى حفظ دين خود به حبشه مهاجرت كنند و اين هجرت نخستين بود در سال پنجم بعثت . در يادكرد هجرت نخستين به حبشه گويند يازده مرد و چهار زن به سركردگى عثمان بن عفان و به همراهى همسرش رقيه دختر پيغمبر از مكه خارج شدند و قريش در پى ايشان بيرون آمدند ولى بديشان نپيوستند و آنها به حبشه رفتند و در امان و زينهار بودند . گويند در اين هنگام بود كه پيغمبر سورهء نجم را خواند و شيطان در انديشهء او افكند كه بخواند « تلك الغرانيق [ 1 ] » و مشركان سجده كردند و بدين كار خشنود شدند و گفتند چه روى داد كه ابن ابى كبشه ، از خدايان ما به نيكى ياد كرد . اين خبر به عثمان بن عفّان و همراهان او رسيد كه قريش اسلام آوردهاند و ايشان بازگشتند . هنگامى كه به نزديكى مكه رسيدند دانستند كه اين سخن - يعنى اسلام قريش - باطل است . هيچ يك از ايشان به مكه داخل نشد مگر پنهانى يا در زينهار و امان كسى و كار سخت شد . مسلمين گرفتار بلايا شدند و ديگر بار پيغمبر فرمان داد تا به حبشه كوچ كنند . در ياد كرد هجرت دوم به سرزمين حبشه گويند ايشان خارج شدند به سركردگى جعفر بن ابى طالب و مسلمانان پىدرپى
--> [ 1 ] دربارهء غرانيق و نظر مفسران و اهل تاريخ رجوع شود به : تفسير سورهء حج آيهء 51 در تفاسير شيعى از جمله تبيان شيخ طوسى ( چاپ نجف 1963 ، ج 7 ، ص 330 ) و تفسير ابو الفتوح رازى ( ج 3 ، ص 605 ) و از تفاسير اهل سنت رجوع شود به : تفسير كشاف زمخشرى ( چاپ قاهره 1953 ، ج 3 ، ص 139 ) . خلاصهء اقوال اين است كه حضرت رسول ، هنگامى كه سورهء نجم را در مكه مىخواند به آيهء : « أَ فَرَأَيْتُمُ اللّاتَ وَ الْعُزّى وَ مَناةَ الثّالِثَةَ الْأُخْرى » 53 : 19 - 20 ( 53 : 19 و 20 ) رسيد بر زبانش چنين گذشت كه : « تلك الغَرانيقةُ العُلى ، الشفاعةُ منها تُرتَجى » و مشركان مكّه اين را شنيدند و خشنود شدند و كار بر حضرت مشتبه شد و خداوند اين آيه را فرو فرستاد كه : « وَ ما أَرْسَلْنا من قَبْلِكَ من رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلّا إِذا تَمَنّى . . . » 22 : 52 ( 22 : 51 ) كه تسلّى خاطر حضرت باشد . عبد الرزاق كاشانى در تفسير خود ، توجيه شيرينى از اين آيه و رفتار مشركان دارد ، رجوع شود به تفسير ، منسوب به شيخ اكبر محيى الدين ، چاپ سنگى 1291 ، ج 2 ، ص 59 .